13 سالگی عشق من و وحید

13 سال گذشت

156 ماه، 678 هفته و شاید 4748 روز.

دلم سخت گرفته. پس سهم من کو؟

----

من که اصلا به روی خودم نمی آورم که رفته ای

هنوز پیراهن سبزی را که دوست داشتی می پوشم

همان طور که دوست داشتی موهایم را بر پیشانی میریزم

دلتنگی هایم را زیر لبخند پنهان می کنم

ترانه ای را که دوست داشتی زمزمه می کنم

روزی هزار بار صدایت می زنم

و رویت را می بوسم

هنوز هم شاعر تمام شعرها تویی

هیس!!

تو هم صدایش را در نیاور که رفته ای

آخر عزیز دلم

مرد که نمی رود ....

 

/ 4 نظر / 8 بازدید
احمد پایمرد

رفتی و باتو رفت مرا شادی وامید دیگر چگونه عشق ترا آرزو کنم دیگر چگونه مستی یک بوسه ترا در این سکوت تلخ و سیاه جستجو کنم. سلام میزبان شما هستم در ساکن سرای سکوت[گل]

ناشناس پونک

سلام من غریبه، منتظر اون روزی از نوشته ات هستم که اگر دیگران برات حصار ذهنی ساخته اند و به گذشته بر میگردوننت، تو اون حصار را کنار زده باشی و فقط به حال و اینده فکر کنی[گل][گل][گل]

سایه

خیلی سخته دل کندن..و قبول واقعیت های تلخی که دوسشون نداری،ولی مجبوری..