برای پر پروازم، بابایی مهربونم

از راه که می رسی

تمام "مغزهای" جهان

فرمان ایست صادر می کنند

ابلهانه

انگار نمی فهمند

در حضور تو

تنها

از "قلب ها" می توان فرمان برد

نمی فهمند

نباید هم بفهمند

مغزند دیگر!!!

/ 3 نظر / 7 بازدید
زهره

به جرم اینکه دلم آه هست و آهن نیست کسی به جز تو در این روزگار با من نیست خوش آمدی… بنشین آفتاب دم کردم که چای دغدغه ی عاشقانه ی من نیست سلام گلم وب زیبایی داری به وب من هم بیا اگر دوست داشتی تبادل لینک کنیم[گل]

زهره

من که دردم درد تنهایی نبود شعرهایم را حواله نگاهت کردم فقط قد یک سایه میخواستم لبخندت برسر این ترانه ها مهربان باشد نمی دانستم لبخندت هم بهایی دارد! ممنونم عزیزم شما هم لینک هستی[ماچ]

یلدا

سلا م وبت بسیار زیباست.خصوصا مطالبت و دوس داشتم.با افتخار دعوتت میکنم به وب ام سر بزنی و اگه خواستی تبادل لینک کنیم.ممنون